چاپ نشده است. رسالهاي در باب كالبدشناسي حس بينايي هم بهتازگي در كليساي جامع سرقسطه پيدا شده كه به يوآنز منسوب است.
همين نسخهٴ خطي سرقسطه شامل دو رسالهٴ مربوط به بيماريهاي چشم است، كه يوآنز از عربي به كاتالونيايي ترجمه كرده است. اولي رسالهٴ
شكل چشم از الكواتيم (دوازدهم ـ2) است و دومي رسالهاي با عنوان رسالهٴ جالينوس در باب
بيماريهاي چشم و درمان آنها. دليلي وجود ندارد تا در مورد صحت انتساب اين ترجمهها به يوآنز، كه به طور ضمني در مقدمه اظهار شده، ترديد كنيم.
3. فرانسه
فرومُن
پير فرومُن (يا فورمان). جراح سلطنتي فرانسوي (برآمدنش در اواسط سدهٴ چهاردهم، در پاريس).
او از سال 1348 تا 1352، جراح ژان، دوك نورماندي، ژان دوم ملقب به خوب؛ از سال1352 تا 1356 جراح سوگندخوردهٴ شاتلهٴ پاريس بود (شاتله در آن هنگام دادگاه سلطنتي بود).
او كتابي در جراحي به زبان فرانسه نوشت.
اين او بود كه در سال 1350 جسد فيليپ ششم خوشبخت را موميايي كرد.
برنار آلبرتي
پزشكي كه در فاصلهٴ سالهاي 1339 و 1358، در دانشگاه مونپليه تحصيل و تدريس كرد. مهمترين تأليفش در حدود 1358، مجموعهاي از نسخههاست به نام مقدمه در اعمال و اصول طبي، براساس فن اول از كتاب چهارم قانون ابنسينا دربارهٴ اقسام تبها. به گفتهٴ اشتِينشنيدِر، آنتون سرميسُن در حدود 1490 اين كتاب را در ونيز منتشر كرد و تأليف آن در برخي نسخهها به غلط به جنتليه دا فولينيو (چهاردهم ـ1) و در برخي ديگر به برنار گوردوني (چهاردهم ـ1) نسبت داده شده است. ابراهيم اَبيگدُر در حدود 1367ـ1379 آن را در مونپليه به عبري ترجمه كرد.
گي دو كولياك
پزشك و جراح فرانسوي (وفات: حدود 1368).
گي در اواخر سدهٴ سيزدهم در روستاي كولياك در ژِوودان، در اسقفنشين ماند، ايالت لُزِر زاده شد. خانوادهاش دهقان بودند، ولي اربابان مِركور به گي كمك كردند و او نخست در تولوز و سپس در مونپليه نزد رِمون مُليِرا (چهاردهم ـ1) درس خواند. بعدها، در بولونيا نزد نيكولو